إتان گلبرگ
41
كتابخانه ابن طاووس ( فارسي )
ملاقاتهايى دست زده اما اكنون مى داند كه استخاره در اين شرايط باعث هدايت اطمينان بخشي نمى شود . ( 129 ) وتنها وقتي بايد با مردم همسخن شود كه مزاحم عبادت أو نشوند . ( 130 ) تقواى ابن طاووس از بسيارى از عبارات تأليف أو مىدرخشد . ( 131 ) به عنوان مثال پدر بزرگ أو ورام ، دستور داده بود تا نگين انگشترى كه بر روى آن حكاكى شده بود پس از مرگ ، د ر دهانش گذاشته شود . ابن طاووس چنين سنگى را براي چنين هدفى تهيه كرده بود . مقصود وى آن بود تا در وقت جواب دادن به دو ملك نكير ومنكر د ر دهانش باشد . ( 132 ) ابن طاووس كفن خود را آماده كرده وبه آن خيره مى شد وروز رستاخيز را در پيش چشم خود مجسم مى كرد . ( 133 ) دلمشغولى أو به مرگ از عبارات مختلف كشف به دست مى آيد . ( 124 ) زماني كه ابن طاووس كوچك بود ، ورام به وى گفته بود كه هر كارى انجام مى دهد بدرستى انجام دهد . همچنين ورام به أو گفته بود كه از أستاذ خود حمصي ( 135 ) شنيده است كه امامية ديگر فقيهى نداشته است كه مسايل را بطور تحقيقى بررسى كند ( مفتي على التحقيق ) وهمه آنها تنها آگاهيهاى گذشته را نقل ( حاك ) مى كنند .
--> ( 129 ) . همان ص 107 . ( 130 ) . همان ص 108 . ( 131 ) . علامه حلى از أو با عنوان " متقى ترين شخص نسل خود " ياد مى كند . نك : منهاج الصلاح واز آنجا در : عاملي ، أمل الآمل 2 / 207 ، روضات 4 / 328 ، المستدرك ، 3 / 469 . ( 132 ) . فلاح ص 75 / 72 از آنجا : رياض 5 / 285 ، بحار 82 / 51 ، روضات 4 / 337 ، المستدرك 2 / 477 ، يوسف بحراني كه اين قصه را نقل كرده ( الكشكول ج 2 ، نجف 1381 ، ص 148 ) افزوده است كه ابن طاووس براي اين رسم به حديثي استناد نمى كرده بلكه از جد خود أطاعت مى كرده است . ( 133 ) . فلاح ص 68 / 70 . ( 134 ) . به عنوان مثال : كشف صص 87 ، 97 - 98 . نيز نك : فرج المهموم ص 151 . ابن طاووس مى گويد كه علاقة داشت تا از خدا تعجيل در مرگ خود را بخواهد اما اين كار را نمى كند چون اين كار بايد به خدا واگذار شود . ( 135 ) . يعنى سديد الدين محمود بن علي الحمصي ( يا : حمصي ) ( م أوايل قرن هفتم ) نك : منتجب الدين ص 164 ، عاملي ، امل 2 / 316 ، رياض 5 / 2 . 2 - 203 ، روضاتت 7 / 158 - 164 ، أعيان 48 / 4 - 5 . در رياض نسب درست وى را حمصي كه اشاره به يكى از شهرهاى سوريه است مى داند . براي نظر مخالف نك : روضات 7 / 163 - 164 ) .